بسم الله الرحمن الرحيم
پيشگفتار
الحمد لله وكفي والصلاة والسلام علي سيدنا محمداً المصطفي و علي آله و اصحابه ومن والاه .
قال الله تعالي : [الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ] [سوره كهف:2]
اما بعد
تن وروان وآبرو و شخصيت و مال ومكنت داعي همواره در معرض خطرهاي بزرگ قرار دارد.
دعوتگر بايد كوهي از صبر و استقامت وپايمردي باشد تا در هنگام گرد بادهاي حوادث نلغزيده و از آن سر بلند بيرون آيد. آري! استقامت وپايداري هنگام بروز سختي و نا ملايمات معلوم مي گردد.
- الثبات عند الاضطهاد والملمات –
تنها خود را با زبان دعوتگر وموحد پنداشتن كافي نيست تا اينكه در كوره حوادث پخته نشود . چنانچه گفته مي شود:
الايمان ليس كلمة تقال بل امانة ذات جهد يحتاج الي الصبر و الثبات.[1]
تنها خود را بزبان ايماندار گفتن بسنده نيست . بلكه ايمان امانتي است با ابعاد مختلف كه محتاج صبر و شكيبايي است . و به مفهوم تلاش و جستجو در راه رسيدن به حق مي باشد كه لازمه اش لغزش نخوردن پاي استقامت مي باشد .
درخت دعوت به اسلام بايد با فداكاري و از خود گذشتگي و خون آبياري شود .
و از طرفي لازم نيست كه در مدت كوتاه به ثمر بنشيند . و يا به عبارت ديگر در حيات داعي جلوه نمايد .
بلكه امر اساسي جاودانه ماندن دعوت است .
او بعد از انجام وظيفه در خاك آرميده است؛ ولي دعوتش سراسر گيتي را عطر آگين نموده بطوري كه پيروان وراهروان صادقش بسوي خوش دعوت را در فضاي مشكلات و خارهاي بي ديني و مزاحمتهاي شرك دوستان وقبر پرستان گذرانيده به شاهراه حقيقت مي رسانند و پوزه ي بندگان آستانه ها و اعتاب را به به خاك مذلت مي مالند .
و به جهانيان مي رسانند كه زنجير وزندان اولين گذرگاه مردان خدا به بام عروج وترقي است .
و شخص دعوتگر با تحمل مشكلات و سختيها مانند طلاي ناب از نا خالصيها صاف شده و موجب پايداري نام و دعوت خويش تا ابد مي گردد .
خداوند مي فرمايند :[ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ] [2]
آري! زور گويان و كوردلان نمي خواهند كه ملتها بيدار شوند .
زيرا منافع آنها با خطر جدي مواجه مي شود .
از همين رهگذر است كه نمي گذارند تا چهره هاي روشن و شخصيتهاي مؤثر و روشنفكر وارد جامعه شوند .
و ملت از انديشه و ابتكار عمل و نو آوريهاي آنها كه از نور قرآن و رهنمودهاي پيامبر اسلام – صلي الله عليه وسلم – پرتو گرفته است استفاده نمايند .
دشمنان انسانيت مي دانند كه پيام روشن توحيد در كوتاهترين مدت مي تواند تحولاتي در فكر وانديشه مردم بوجود بياورد . به همين دليل آنرا تهديدي براي تداوم بخشيدن به نان ونام و پست و مقام خود تلقي كرده با منطق ترور شخصيت و سركوب كردن و باز داشت و زنداني و شكنجه هاي گوناگون و سر انجام به شهادت رساندن متوسل شده و مي خواهند فضاي پر رعب و وحشتي ايجاد كنند تا بتوانند با گل آلود نمردن آب ماهي شكار نمايند . ولي بايد پرسيد : آيا با براه انداختن حمام خون، بر پا نمودن جوخه هاي اعدام دستگيري و محاكمه افراد به بهانه هاي مختلف، توهين و تحقير به مقدسات و معتقدات يك ملت، جنگ رواني براه انداختن و تنگ نمودن دايره تبليغات مذهبي و ..... مي توان جلوي صاحبان عقيده توحيد وعلمبرداران قرآن وسنت راه گرفت ؟
هرگز !
[قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ] [3]
آنچه خواست خدا است به ما مي رسد كار ساز و ولي امر ما خداوند است و بر مومنان لازم است كه بر خدا اعتماد و توكل داشته باشند .
*موحد چه بر پاي ريزي زرش چه فولاد هندي نهي بر سرش
*اميد و هراســــــش نباد ز كس براين است بنياد توحيد و بس
بلكه در مقابل قدرتمندان ستمگر مردانه قد علم كرده نداي : [فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا] [4]– سر مي دهند .
امكان دارد عده اي به خاطر ايمن ماندن از زنداني و شكنجه و مشكلات طاقت فرسا خواسته و عقيده و فكر وانديشه خود را پنهان نمايند و يا از تحركهاي مذهبي خود بكاهند و يا در نحوه كار كرد و تلاش و جستجو و رسيدن به اهداف مقدس و انسان ساز خود تغيير و تبديلي بياورند و يا موقتاً تا يافتن فرصتهاي مناسب خاموشي و سكوت را اختيار نمايند . ولي بديهي است كه به محض دور شدن موانع ومحدوديتهاي فكري و مذهبي و بريده شدن بندهاي استبداد و ديكتاتوريها بار ديگر به صحنه و به فعاليت مي پردازند .
درخت تنومند اسلام كه ريشه ها يش از آب زلال قرآن و حديث پيامبر – صلي الله عليه واله وسلم – آبياري مي شود و شاخ و برگهايش با عرشيان در ارتباط است و بر فرشيان سايه افكنده است آيا امكان دارد با قطع نمودن ويا خشكانيدن چند برگ و از بين بردن شكوفه هايش شادابي وطراوت و زيبايي آنرا از بين ببرند ؟ هرگز !!!
بلكه بر عكس جوانه زده، زندگي نويني آغاز مي كند و خلق خدا را از وجود خود بهره مند مي سازد . حقا كه خون شهيدان به هدر نمي رود .
هو الايمان سرّ التضـــحيات
ونور في الحياة و في الممات
وان المصطفي ربي رجـــالا
علي النهج القويم و الثبـــــــات
لهم ذكر حميد في الــــــبرايا
تردده جنود المــــــــــــكرمات
يصونون الحمي من كل باغ
يرون حياتهم في التضــحيات
راز همه اين قربانيها ايمان به خداست است ايمان به خداوند، روشنايي در دو جهان است .
پيامبر اسلام – صلي الله عليه آله و سلم - مرداني را بر منوال راستي و استواري پرورش نمود .
كه ذكر خير آنها در دنيا باقي است و زبانزد پاسداران حق و حقيقت مي باشد . توحيد را از دستبرد هر شخص متجاوز پاسداري مي نمايند و زندگي جاودانه را در قرباني دادن مي بينند .
آري ! بعد از انقلاب جمهوري در ايران . يك بيداري معنوي نسبتاً كلي و حس مذهبي و تپش قلبي در ميان قشر جوان و ملت مسلمان تسنن پيدا شده است .
گرايش به حقايق اسلامي و تلاشهاي بي وقفه مردم جهت دست رسي به آرمانهاي ديني و معارف اسلامي و روز افزون شدن مكاتب وحلقه هاي درس و وعظ و ارشاد وروي آوردن جوانان به مساجد و احترام بي آلايش و بي شائبه ي آنها در قبال روحانيت تسنن از جمله واقعاتي است كه روح را شاد و انسان را براي پيگيري جهت رسيدن به اهداف مقدس اسلام دلگرم مي كند .
اما اين بيداري بزيان دشمنان تسنن تمام شده و جهت ايجاد فاصله بين روحانيت و قشر جوان و عموم مردم توطئه هايي چيده و نگذاشتند كه روحانيت اهل سنت رهبري جامعه را بدست بگيرد .
از آنجائي كه بيداري هر ملت بستگي با علماء و دانشمندان و روشنفكران آن ملت دارد دشمنان اسلام اين نكته اصلي را هدف قرار داده براي از بين بردن تسنن تلاشهاي مذبوحانه اي انجام داده اند . ديري نگذشت كه يك نوع بد دلي و فضاي بي حرمتي و عدم احترام به شخصيتها در ملت پيدا شد.
واز آنجائي كه آزادي بيان و قلم و انديشه مفهوم گسترده و همه جانبه اي در كشور عزيز ندارد اكثر جوانان تشنه حقايق ديني و تلاشگر دسترسي به آرمانهاي ديني خود ندارند . و مجبوراً تحت تأثير اراجيف و تبليغات سوء دشمن قرار گرفته، محصور در چار چوب بيانهاي بي محتوا و گرفتار اوهام مي شوند و يا از دين ومذهب مأيوس شده به سياه چالهاي انحرافات اخلاقي كشيده مي شوند و يا توسط پاره اي از افراد سود جو و فرصت طلب و كم ظرفيت و كوتاه بين با انواع تهمتها مواجه مي شوند . و با سياستي كه دستگاه دولتي در پيش دارد مي خواهد كه اختلافات مذهبي و فروعي را فروغ داده مردم را بجان هم بيندازد . و با بكار بردن عده اي از جاه طلبان و پولدوستان در لباده اسلام و لباس مقدس روحانيت و استقرار آنها در برخي از پستهاي دولتي جهت كسب اطلاعات بر محدوديتها و كنترلها و فشارهاي خود عليه دين و مذهب افزايش مي دهند . و با زير سؤال بردن مسئولان حوزه هاي علمي و زير نظر قرار دادن تحركات مذهبي و تعيين ائمه جمعه و جماعات و رديابي فعالان اسلامي و بد جلوه دادن فعاليتهاي ديني و فرهنگي و قومي اسباب دستگيري روحانيت را فراهم مي آورند .
وبيشترين آمار دستگيري و شكنجه علماء و طلاب حوزه هاي علمي و روشنفكران تسنن در طول تاريخ بعد از پيروزي – سر كار آمدن – انقلاب در ايران مي باشد .
كه به بهانه هاي مختلف به شكل فجيع و اسفباري شكنجه شده اند . و بسياري از آنها تاب مقاومت در برابر بي رحميهاي داخل بازداشتگاه مخوف و فضاي پر رعب ووحشت تك سلولها و زندانهاي انفرادي زير چكمه هاي جلادان سخت دل به اصطلاح – عدل گستر – را نياورده مجبور به اعترافات دور از واقعيت و يا توبه اجباري شده اند .
كه بعد از سپري نمودن سالهاي متمادي در بندهاي زندان بطور موقت آزاد شده و در مراحل مختلف به صورتهاي گوناگون ترور شده و به شهادت رسيده اند و يا اينكه با در نظر داشت اوضاع بحراني و متشنج كشور مجبور به ترك وطن و هجرت شده اند . تا با صرف نظر كردن از ميهن و قوم و زندگي و خانه و كاشانه خود جهت حفظ دين و ناموس خويش جايگاهي ديگر تلاش كرده اند .
و يا بر آنچه در دل مضمر است پا نهاده با بوقهاي دستگاه همنوا شده آنچه تلقين مي شوند بدون كم وكاست بيان دارند .
آري آزاد گذاشتن دستگاه اطلاعات عرصه زندگي را بر مردم تنگ كرده است .
كه نهايتا طي قتلهاي زنجيره اي در كل كشور دست ماموران و مسئولان اطلاعات بخون صدها دانشمند و متفكر آغشته است .
كه شهادت يكي از برجسته ترين شخصيات علمي و منحصر بفرد در رشته دكتراي حديث اهل سنت در بلوچستان ايران زمين نيز از همين قبيل مي باشد . كه ذيلاً به مختصر تعارفي از زندگينامه اين شخص بزرگوار بنام دكتر احمد سياد مي پردازيم .
ولادت :
دكتر احمد در روستاي – روچ گُوَر – گنجك فعلي – در منطقه زر آباد واقع در ميان بخش بندر كناراك و بندر جاسك در خانواده متدين و محترم از تيره – سينگله – قوم بلوچ در سال 1324 هـجري شمسي برابر با سال 1945 ميلادي ديده به جهان گشود پدرش آقاي – ميرين – فردي سر شناس و در قبيله ي خود معروف بود .
ومردم جهت حل معضلات خانوادگي و اختلافات قومي شايع ميان قوم بلوچ به او رجوع مي كردند . و آقاي حاج ميرين بر اثر نفوذي كه در دلهاي مردم داشت مورد توجه و احترام همه قرار مي گرفت .
دكتر احمد هنوز چهار سال بيش نداشت كه خانواده اش جهت امرار معاش با جمع كثيرياز اهالي منطقه به سر پرستي پدرش حاج ميرين روستاي – گنجك – را به قصد سلطنت عمان ترك گفتند. بعد از گذشت دو سال در دهستان- سيب عمان – به علت مشكلات مادي به ولايت – سند – پاكستان هجرت نمودند . و به مدت سه سال آنجا مانده بعد به شهر مركزي – كراچي – نقل مكان كردند .
از آنجائي كه حاج ميرين شخصي مذهبي و دين دوست بود با ترغيب وتشويق فردي خدا شناس از اهالي همان منطقه به نام ملا محمد عيسي محمودي[5] يگانه فرزندش – دكتر احمد – را به مكتب فرستاد .
دكتر احمد كه هنوز بيش از ده سال عمر نداشت آثار نبوغ و رشد و شوق تداوم بخشيدن به تحصيلات ديني در چهره اش هويدا بود .
با وجود لكنت زباني اشتياق فراوان او به عبادت وطاعت و تلاوت قرآن مجيد از آينده درخشان او حكايت مي كرد . مبادي اسلام و پاره اي ازكتابهاي ديني را پيش اولين استاد خود ملا محمد عيسي فرا گرفت .
و سپس مدتي در مدرسه ديني – باغيچه – كراچي به تحصيل ادامه داد.
وبعد از گذشت چهار سال بهمراهي خانواده به زادگاهش باز گشت و ديري نگذشت كه سايه عطوفت و مهر مادري را از دست داده به سوگ مادر نشست.
پدرش كه مردي پر تلاش و زحمتكش بود نگذاشت كه غبار غم واندوه و مرارت جدايي از مادر بر چهره يگانه فرزندش اثر انداز باشد .
لذا با مهرباني بيش از پيش از دكتر احمد مراقبت به عمل آورد . تا اينكه دكتر احمد با سرپرستي پدرش به سن بلوغ و رشادت رسيد.
و بار ديگر پدرش جهت تامين زندگي مجبور سفر به امارات شيخ نشين عرب شد . دكتر احمد دوران كودكي را با تمام نشيب و فراز ها و ناملايمات زندگي گذرانيد . تلخي دوري از وطن و همسالان و همنوعان خود را چشيد . به همراهي خانواده سختيهاي سفر را متحمل شد .
غربت و تنهايي را تجربه نمود . آغوش گرم و مهربانيهاي مادر را از دست داد . جور فقر و ناداري را تجربه نمود كرد . و خودش همركاب پدر پا به عرصه حيات نويني گذاشت .
و براي كسب رزق و روزي حلال كمر همت بر بسته سفر را بر حضر ترجيح داد تا بتواند جهت امرار معاش معاون خوبي براي پدرش باشد .
و در نهايت دكتر احمد راهي دوحه قطر شد و در مسجدي در سمت امام جماعت ايفاي وظيفه نمود . و از حيث مادي وضع زندگي دكتر احمد بهبود يافت . اما قلبش از زندگي تجملاتي اطمينان حاصل نكرد . و روحش تشنه معارف اسلامي ودين الهي بود و به دنبال فرصتي مي گشت تا از آب زلال منبع علم نبوت سيرات شود و ملتي را از ورطه ضلالت و هلاكت برهاند .
دكتر احمد هميشه در فكر نجات كشتي غرق شده در منجلاب گمراهي و رهبري مردم شرك آلود مرز و بوم خود بود .
از همين رهگذر بود كه در مجالس علمي و فرهنگي علماي آن ديار شركت مي جست . تا اينكه شوق ادامه تحصيل در ذهن پاك و بي آلايش دكتر احمد متبلور شد .
دكتر احمد از بي سوادي و جهالت مردم منطقه رنج مي برد . زيرا منطقه ي زر آباد به علت دوري از كاروان علم و معرفت در ظلمت و جهالت كامل به سر مي برد .
بعد از گذرانيدن دو سال در كشور – قطر – در زندگي ايشان، تحولي جديد پديد آمده و جهت تكميل دوران تحصيلات به تشويق و رهنمود هاي متولي مسجدي كه در آن امام جماعت بود به عربستان سعودي عزيمت كرد.
- سفر علمي به عربستان سعودي –
شيخ احمد وارد مرحله جديدي از زندگي مي شود . وي جمع آوري درهم و دينار را ترك گفته وبه اعتراضات مردم توجه نكرد .
از نظر خويشاوندان و دوستان شيخ احمد كه مدتهاي متمادي دنبال فرصتهاي مناسب جهت تامين زندگي مي گشتند كار شيخ احمد غير عاقلانه بود.[6]
اما خواست خداوند براي شيخ احمد چنان بود كه ذكر خيرش در صفحات تاريخ جاودانه بماند و خدمات ارزنده و در نهايت شهادتش در راه خدا باعث شناسايي منطقه و افتخاري براي اين مرز و بوم باشد .
فضاي دلكش شهر پيامبر اسلام – صلي الله عليه واله وسلم – و محيط پر سكون و آرام بخش دانشگاه اسلامي مدينه منوره شوق و رغبت خاصي به ايشان بخشيد . نخست چهار سال در مدينه منوره به فرا گيري علوم متداوله و رايج پرداخته و با دريافت مدرك معادل – سيكل – به دبيرستان راه يافت .
و پس از چهار سال تلاش و جستجو و تداوم بخشيدن به تحصيلات علوم حوزه اي و درس دين و معارف اسلامي پيش استاداني چيره دست وماهر با دريافت نمودن مدرك ديپلم به ايران زمين باز گشت و ازدواج نموده مجددا با گذرنامه ايراني جهت ادامه تحصيل راهي مدينه منوره شد .
- بديهي است كه بدون نائل آمدن به نمرات عالي در دانشگاه حضور بهم رسانيدن كاري آسان نيست –
و رسما در دانشگاه اسلامي مدينه منوره در رشته – علوم الحديث – ثبت نام كرد .[7]
و در پايان اين دوره چهار ساله در سال 1398 هجري قمري به تحقيق كتاب - خصائص امير المومنين علي بن ابي طالب - رضي الله عنه - پرداخت .[8]
كه آنرا به عنوان رساله - پايان نامه دوره فوق ليسانس ارائه نمود و با دريافت نمرات عالي نائل به مدرك فوق ليسانس شد .
سپس در تعطيلات تابستاني به ايران برگشت. و ضمن ديدار بيني از تلاش و كوشش در راستاي دعوت و ارشاد مردم لحظه اي غافل نماند .
محبوبيت شيخ احمد در دل مردم آن منطقه روز افزون بود . و ملاقاتها و رفت و آمدهاي مردم از انقلاب فرهنگي در ميان مردم بي سواد حكايت مي كرد . وبه نظر مي رسيد كه تحولاتي در حال شكل گيري است .
گفته هاي احمد به عنوان آخرين دستاويز و مدرك بين مردم آن مرز و بوم محروم از نور علم ارائه مي شدند .
شيخ احمد بعد از سپري نمودن تعطيلات تابستاني به اتفاق خانواده خود جهت ادامه تحصيل و تكميل نمودن پايه هاي علمي به مدينه منوره باز گشت .
و در رشته تخصصي در حديث با جديت كامل مشغول به فراگيري علم حديث شد .
و در پايان اين دوره نيز كتاب المعجم لابن الاعرابي را كه سه سال و اندي بطول انجاميد تحقيق كرده به عنوان رساله دكترا تقديم كرده و در مورخه 14 / 7 / 1406 هجري قمري موافق با 1366 هجري شمسي با كسب عاليترين نمرات – مرتبة الشرف الاولي – موفق به دريافت گواهينامه دوره دكترا شد . [9]
دكتر احمد ضمن بررسي اين كتاب مهم به مشكلاتي مواجه گرديد كه در مقدمه كتاب به آنها اشاره كرده است . جهت دست رسي به اسناد بعضي روايات و تصحيح عبارات و دريافت نمودن نسخه هاي قديم و موثق سفرهاي به كتابخانه هاي باستاني تركيه و هندوستان و غير نيز انجام داده است .
از مطالعه كتاب المعجم تبحر علمي و و سعت اطلاعات و قدرت استنباطي و كثرت مطالعه دكتر احمد مشخص مي گردد . و كساني كه در اين زمينه بهره اي برده اند و گامهايي بر داشته اند ارزش كاري دكتر احمد را در كثرت مراجع و قدرت حافظه و ذكاوت و حسن بيان او مي بينند .
ذلك فضل الله يوتيه من يشاء
اين سعادت بزور و بازو نيست تا نبــــــــخشد خداي بخشنده
شيخ حماد محمد الانصاري يكي از چهره هاي سر شناس و شخصيتهاي علمي و بارز دانشگاه اسلامي مدينه منوره كه نظارت كتاب را به عهده بر داشت راجع به دكتر احمد مي گويد : «لَقَد عَلَّمَني أكثَرَ ممّا عَلّمتُه .»
پس از دريافت مدرك دكترا مدتي جزء اعضاي هيئت نظارت بر تحقيقات در دانشگاه اسلامي مشغول به خدمت علم حديث شد .
و قبلاً نيز جز گروه امر به معروف ونهي از منكر در دانشگاه نقش كليدي را ايفا كرده و به اصلاح و تشويق طلاب به كارهاي نيك و مسلح بودن به علم وتقوي و هدر ندادن اوقات گرانقدر واحترام و ارج نهادن به امكنه متبركه حرم فعاليت مي كرد . دكتر احمد در دانشگاه اسلامي مدينه منوره ميان همه طلاب از محبوبيت خاصي بر خوردار بود . و اساتيد دانشگاه نيز ارزش خاصي برايش قايل بودند . زيرا اولين دانش آموز ايراني بود كه تمام دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه و عاليه خود را در اين مركز علمي با كسب رتبه هاي عالي گذرانده بود .
بحراني شدن اوضاع در ايران
بعد از پيروزي انقلاب در ايران و پايان يافتن جنگ ميان ايران و عراق بسياري از روحانيون و طلاب علوم دين به بهانه هاي گوناگون در قيد و بند حكومتداران جمهوري اسلامي ايران قرار گرفتند . و كشورهاي اسلامي همسايه نيز از دستگيري و شكنجه پي در پي روحانيت اهل سنت احساس خطر كرده به نقشه ها و ارداه هاي پنهاني و دراز مدت جمهوري ايران در قبال اهل سنت پي مي بردند .
به همين خاطر بود كه عده اي از شخصيتهاي سر شناس و علمي دكتر احمد را از خطر جدي متوجه مي كردند و از باز گشت به ايران هشدار مي دادند .[10]
اما شخصيت دكتر احمد مانند كوهي استوار و ثابت قدم براي استقبال همه مشكلات آمادگي كامل داشت .
و در جواب تمام افراد فقط يك جمله را تكرار مي كرد كه در بلوچستان كه از كاروان علم و معارف حديث عقب افتاده و در جمود فكري كامل فرو رفته است خدمت دين فرض عين مي باشد و در غير بلوچستان مردان راه خدا زياد مي باشند .
و اگر در راه عقيده زنداني و شكنجه و در نهايت كشته شويم چه افتخار بزرگ و سعادت عظيمي را كسب كرده ايم كه خلاصه و در بر گيرنده تمام زحمات بيست ساله ما مي باشد .
شيخ أحمد كه محروميت مادي و معنوي جامعه خود را با مغز استخوان چشيده بود براي خدمت به سر زمين وميهن خويش از تمتم نعمتها چشم پوشيد . لذا علي رغم پيشنهادات دوستان و اساتيد خود رفاه و آسايش عربستان سعودي و مناظر جذاب و دلكش و محيط آرام بخش دانشگاه اسلامي و مسجد النبي و روضه اطهر را الوداع گفت . [11]
باز گشت به ايران زمين
شيخ احمد بعد از سپري كردن بهتر ين ايام عمر در دانشگاه اسلا مي مدينه منوره با در دست گرفتن مدرك دكترا در رشته علوم حديث با كسب نمرات عالي درسا ل 1366هجري شمسي به ايران بازگشت ومورد استقبا ل گرم مردمي كه سا ل ها در انتظارش دقيقه شماري مي كردند قرارگرفت و با تجربيات 20ساله اي كه در فضاي تخصصي و علمي دانشگاه مد ينه منوره كسب كرده بود وبا در دست داشتن مدرك منحصر بفرد در خطه بلو چستا ن وسفر هاي متعددي كه به كشور هاي مختلف جهان به عمل اورده بود بخوبي درك كرده بود كه علل انحطاط وتفرق مسلمين تنها دوري از قرآن وسنت مي باشد.
وتنها راه نجات بشريت دراستفاده از سرچشمه زلال دين است كه به هيچ شائبه اي آلوده نيست وازتمام مواد اضافي عاري مي باشد.
وبارها بيان داشته بودكه اگر دين طبق فهم سلف صالح در جامعه مطرح گردد هرگز بامشكلاتي همچون تحجروكج سليقه گي و يا تنك نظري مواجه نخواهيم شد واز ناحيه اي دكان دلا لان فريبكاركه هدفيجز به بندگي كشاندن انسانها و بهره برداري ازتوانمنديهاي آنان و بد نام كردن دين خدا نداشته و ندارند تعطيل خواهد شد.
وبشريت از هرگونه تفرق وقوم گراي و جناح طلبي رهايي يافته و به انجام و هماهنگي حقيقي مي رسد .
ازهمين جابود كه با مشوره وپيشنهاد مردم به تاسيس مدرسه دارالسنة در منطقه ُُُسندسر زرآباد مبادرت ورزيد .
دكتر احمد براي رشد فكري وارشاد واصلاح مردم و بالا بردن سطح سواد فرزندان منطقه در سه محور اصلي فعاليتهاي خود را متمركز نمود.
1-بناءحوزه علميه دارالسنة.
2-تشويق مردم به روي آوردن به مساجد واقامه نماز جمعه.
3-شركت در جلسات عمومي مردم وبه عهده گرفتن حل اختلافات قومي.
دكتر احمد در آغاز كار با توجه به بافت منطقه كودكان ونوجوانان را بدون در نظر گرفتن شرايط سني در مدرسه ديني پذيرفته واز آنها ثبت نام بعمل آورد.
وازناحيه اي حوزه علميه دارسنة رامركزي براي تحقيقات پيرامون مسائل فرهنگي ومذهبي درسطوح مختلف وپشتوانه اي براي ديد وبازديدها قرار داد .
وبراي ارشاد عموم مردم وسرعت بخشيدن كارهاي ديني در مساجد مختلفي بادرنظر داشتن جمعيت واهميت واكثيت مردم نمازجمعه را اقامه نمود تاعموم مردم از مسائل ديني وسخنرانيها ودرس هاي حديثي استادان و يا علماي ديگربهره مند شوند.
ديري نگذشت كه صفوف مسلمين بهم گره خوررد و تعداد نماز خوانان رو به افزايش گذاشت. [12]
واز طرفي ديگر جنبش جماعت تبليغ رادر منطقه رونق بخشيد و تشويق به فعاليت بيشتري نمود .
و بدين صورت يك نهضت دين آموزي براي بزرگسالان تدارك ديد .
وبسياري از رسومات مروجه در جماعت تبليغ را به علت نداشتن ثبوت شرعي حذف نمود.
وشخصاً خودش درجلسات ومراسم سوگواري ويا جشنهاي ازدواج واختلافات قومي حضوربهم ميرسانيد ورسومات وسنتهاي غلط قومي وعقايدانحرافي را اصلاح وبدون كوچكترين واهمه استناد از ذخيره ي احاديث وآيات قراني باروش حكيمانه ودردمندانه ويژه اش به دعوت وارشاد مردم ميپرداخت . بديهي است كه فهم ودرك وفكر وياذوق وسليقه وبرداشت همه مردم پيرامون مسائل يكسان نيست .
ازهمين رهگذر است كه عده اي ازمردم با تحريك ويا پشتيباني برخي از ملا نماهاي سطح پائين، تعليمات دكتر احمد را مرادف با ديني جديد ونوآوري ويك مد اخله در دين مي پنداشتند .
مسلك نياكان خود را ترجيح مي دادند وازبدعات و خرافات ورسومات جاهلي در لباده دين ومذهب وقوم دفاع نموده وشعار ""انا وجدنا ابائنا كذلك يفعلون "" ""وانا علي اثارهم مهتدون "" سر مي دادند .
بلكه عده اي ازآن هاورود دكتر احمد به ايران رايك نوع تحدي ومشكل اساسي وسنگ راه تلقي نموده احساس خطر مي كردند .
اما دكتر احمد كه هدفي بالاتر و والا تر داشت هرگز زبان لعن وطعن نگشوده و خودرا به هيچ عنوان با آن ها درگير نكرد .
دكتر احمد كه تمام مقصد گرد كتاب و سنت و توحيد و يگانه پرستي دور مي زد از بي سوادي و جهالت مردم و قوم خود و تنگ نظري روحانيت كاملا رنج مي برد .
و بالاخره براي پيش برد اهداف علمي وتوسيع دادن بينش اسلامي سفرهاي متعددي به شهرستانها بعمل آورد و ملاقاتهايي با سران مكاتب و مدارس علوم ديني انجام داد و پيرامون نظام درسي و تعليم و تعلم و تبديلي پاره اي از كتابهاي درسي متداول و افتتاح و راه اندازي كلاسهاي تابستاني مشورتهايي كرده جهت بالا بردن سطح سواد دانش آموزان و تربيت معلمان گامهاا مثبت برداشت .
از همينجا بود كه شخصيت علمي دكتر احمد براي بسياري از روحانيت روشن گرديد . و در تعطيلات حوزه علميه دارالسنه با ارسال طلاب و اساتيد حوزه به دور ترين نقاط بلوچستان اكثر مناطق را تحت پوشش قرار مي داد و مساجد را از نمازيهاي منطقه آباد ساخت و جلسات وعظ و ارشاد منعقد نموده و بيان مراحل توحيد ومبادي اسلام را تشريح و تعاليم دين اسلام را گسترش داد .
و يك نوع بيداري معنوي و بينش مذهبي و احساس خدمت به اسلام وتپش قلبي در ميان قشر جوان وملت تسنن پيدا شد .[13]
ازهرچه بيشتر ساده زيستي و فروتني شخص دكتراحمد مردم را به خود لب مي كرد .
به نحوي كه مخالفين سرسخت احمد از روش كار و نحوه ي برخورد او با مردم متأثربودند.
ودرنهايت چندين باراز ناحيه ي اطلاعات و نمايندگان رهبري درامور اهل سنت زير سؤال برده شد كه چرا اينشخصيت پرمحتوا جهت گسترش علم حديث از دورترين نقطه بلو چستان استفاده مي كند؟ وچرا قعاليت هايش را از شهرستانهاي بزرگ منطقه كه نياز مبرم به چنين افراد سطح بالا دارند، شروع نمي كند ؟
اما چنانچه بعدها معلوم شد هدف آنها خير خواهي به دكتر و يا جامعه اهل سنت نبود . و مسئولين اطلاعاتي استان چندين دفعه به روستاي زر آباد رفتند تا كه فعاليتهايش را از نزديك كنترل نمايند؛ اما دست و پاي ترك خورده دكتر كه اغلب اوقات شخصاً خودش به كار كشاورزي و كارهاي ساختماني مدرسه مي پرداخت هر بيننده اي را تحت تأثير قرار مي داد . بويژه زماني كه خانه محقر و خشتي او را در برابر منزلهاي ديگران مقايسه مي كردند بخودي خود زندگي زاهدانه و عارفانه دكتر براي مردم مشهود مي شد .
آغاز مشكلات :
هنوز دو سال و أندي از تأسيس حوزه علميه دارالسنه نگذشته بود كه مشكلات و آزمايشاتي كه در نهايت به بهاي جانش انجاميد بروز كرد .
آري! دكتر احمد شيفته كتاب بود و بزرگترين سرمايه خود را كتاب و محو شدن در آن مي دانست از همين رهگذر است كه كتابخانه مدرسه دار السنه جزء بزرگترين و غني ترين مكتبه ها در منطقه بلوچستان به شمار مي رود و اكثر كتابهاي مراجع و منابع مذاهب در كتابخانه وجود دارد .
و دكتر احمد نمايشگاه هاي كتابي در سطح كشور را براي علما و پژوهشگران و طلاب علوم بهترين فرصتي جهتدست رسي به كتابهاي ناياب و منابع علمي مي داستكه بخودي خود دلالت بر تبحر علمي و وسعت مطالعه آن بزرگوار مي نمود .
وچندين سفر به تهران و قم و ديد و باز ديد از كتابخانه هاي باستاني ايران به عمل آورد و تهيه فهرستهاي چندي از كتابهاي خطي و غير چاپ شده را تدارك مي ديد . دكتر احمد در طي سفر هاي خود به تهران با بسياري ازدانشمندان و نو گرايان انديشه اسلامي واصلاح طلبان تهران آشنا ئي پيداكرد. و در همين فرصت بود كه توانست بافضاي سياسي فرهنگي اجتماعي و دينى پايتخت بخوبي آشنا گرديد و با تعدادي از نويسندگان واهل تحقيق تماسهايي بگيرد .
ماجراي دستگيري دكتر
در مورخه /4/12/1367/طبق مسافرتهاي معمولي گذشته، جهت تهيه پاره اي ازكتابهاي مورد نياز به تهران رفت و كسي نمي دانست كه اين سفر سر آغاز تمام مشكلات و بحراني ترين مراحل زندگي دكتر احمد سياد مي شود و به تاريخ 12/12/1367 موافق با 24/4/1989 ميلادي بعد از خريد كتابهاي ضروري صبح زود بعد از اداي فريضه نماز فجر به هنگام خروج از هتل حافظ به قصد بندر چابهار توسط افرادي مسلح دستگير و به جاي نامعلومي برده مي شود .[14]
نا معلوم بودن مكان دكتراحمد
در تمام دنيا قانون است كه متهم ويا مجرم وبستگانش بايد در اولين فرصت از علت دستگيري ومكان زندان بودنش با خبر و مطلع باشند .
ولي دستگيري دكتر احمد بطور مرموزي صورت گرفت كه به ربوده شدن شباهت بيشتري داشت . زيرا با وجود تلاشهاي بي وقفه مردم بعد از تأخير دكتر به بازگشت به منطقه و شكايات مكرر به نيروهاي انتظامي مربوطه و دست معاونت دراز كردن به كلانتريهاي شهرستانها و خبر گيري از اورژانسها و بيمارستان و ..... شخصيت دكتر چنان مفقود الاثر شد كه رد پايي از آن بزرگوار پيدا نشد .
و بعد از گذشت مدت متمادي معلوم گرديد كه دكتر احمد در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تهران به سر مي برد . ولي باز هم از احوال شخصي و جاي مكان زنداني اش كسي اطلاع نداشت . و در بخش ويژه اطلاعات زير سخترين شكنجه ها جهت حاصل نمودن و اعترافات بي اساس مبتلا گرديد .
و طولاني ترين مدت بازداشت را در زندان با چشمها ي بسته در تك سلول بدون ملاقات گذرانيد تا شايد بتوانند وي را بگونه اي متهم سازند و وادار به اعتراف جاسوسي نمايند اما شخصيت احمد بالاتر از اين بود كه تن به زندگي ذلت بار داده و زير بار زورگويان برود بلكه ضميرش و عقيده توحيد ياش او را به اين
نحو صدا مي داد :
انت القوي فقد حملت عقيدة
اما سواك فحاملوا اسفار
انت القوي فقل لهم لن انثني
عما نويت و شافعي اصراري
لن انثني فاذا قتلت فانني
حي لدي ربي مع ا لا برار
واذا سجنت فانما تتطهر
الزنزا نة السو دا من افكاري
واذا نفيت عن الديار فاينما
يمضي البري فثم وجه الباري
شما با حمل عقيدۀ توحيد نيرومند هستيد اما ديگران صرفاً با زبان خود را موحد مي نامند .
به دشمن بفهان كه من هرگز از عقيدة ام بر نحواهم گشت و عزم و اراده آهنين من بر اين گواه است .
واگر در اين راستا كشته شوم پس نزد خدا به همراه نيكوكاران به زندگي جاودانه ادامه خواهم داد.
واگربه بند زندان كشيده شوم با افكارپاكم زندان تا ريك و انفرادي را صيقل مي دهم .
واگر از زادگاهم تبعيد گردم باز هم خداوند همراه پاكان است .
دكتر مي گفت كه : آن روز ها سخت ترين ايام زندگي من در زندان بود و زير شلاقها اغلب نيم جان بوده حس و هوش خود را از دست مي دادم.
و در تاريخ 18/2/1369 هجري شمسي بعد از محكوميت و گذراندن مدت مديدي در زندان انفرادي باز هم دكتر بيكار ننشست و خواهان نسخه كتابي از صحيح بخاري و يا صحيح مسلم شد ولي از مطالعه كتاب و هر نوع فعاليت فرهنگي محروم ماند زيرا اعطاي هر گونه كتاب و نوشت افزار و حتي نسخه اي از قران مجيد منوط به موافقت باز جو و هيئت نظارت بر زندان مي باشد و بعد از در خواستهاي مكرر به استفاده از چهار كتاب مذهب تشيع موافقت كردند . [15]
ودكتر احمد بدون به هدر دادن وقت از فرصت كمال استفاده را برده به تحقيق و بررسي احاديث كتب چهار گانه پرداخت و در اوقات فراغت با همزندانيان روحاني اهل تشيع [16] به مباحث علمي و تبادل نظر پيرامون مسائل مختلف با استناد از كتابهاي خود آنها مي پرداخت .
زندانيان و زندان بانان ازشخصيت و مستواي علمي و وسعت مطالعه اين شخص پي بردند وسخن به مقامات بالاتر رسيد لذااز هرگونه فعاليت وتحقيق و مباحثه ممنوع قرار گرفت وكتابها و اوراقيكه يادداشتهايي بر ان در ج گرديده بود ضبط گرديدند .
و در نهايت با موافقت باز جو به دريافت يك نسخه قرآن مجيد دكتر بهترين فرصتي براي راز و نياز با خداي حكيم ودانا پيداكرد وتلاوت قرآن مجيد برايش بهترين روحيه اي بود .
وتوانست در كوتاهترين مدت زماني سي جزء قرآن مجيد اين كلام الهي را حفظ نموده و بخاطربسپارد .
انتقال دكتر به زندان زاهدان
اما اين همه راز و نيازها و تلاوت قرآن نيز براي دشمنان قرآن و مخاطبينش خوشايند نبود و مي خواستند كه اين شخص را بيش از پيش تنبيه نموده و روحيه اش را تضعيف نمايند؛ زيرا دكتر با وجود هزارها كيلو متر دوري از اقوام و اولاد و هم كيشانش توانست در ميان زندانيان شيعه در قلب تهران شخصيت خود را حفظ كند و مورد علاقه و احترام زندانبانها قرار گيرد .
ولي مسئولين بخش ويژه روحانيت كه هدفي جز پژمرده كردن روحيه اين مرد با خدا نداشتند در فكر چاره اي شدند كه بايد دكتر را از اين فعاليتها و راز و نيازها منصرف گردانند. اين دفعه با دسيسه اي جديد با استفاده از لباده ميش خوي گرگ درنده بخود گرفته به اين بهانه كه سفر به تهران براي اقوام و بستگان دكتر كه جهت ملاقات در رفت و آمد هستند، مشكل است در مورخه 1992 ميلادي شيخ را از زندان ويژه روحانيت به زندان زاهدان انتقال دادند . آري اين مرد مجاهد را از كتابها و مطالعه آزاد محروم كرده و به زندان عمومي زاهدان كه مخصوص سوداگران مرگ وقطاع الطريق و اشرار و دزدان و قاچاقچيان است منتقل نمودند . و بدين صورت بزرگترين اهانت در زندان زاهدان در حق شيخ احمد اعمال نمودند .
شخصي كه به بحث و مطالعه كتاب چنان خو گرفته بود كه ماهي براي آب بي تابي مي كند اكنون بهمراه مواد فروشان و معتادان و افرادي كه به جرمهاي غير انساني و غير اخلاقي بدام افتاده اند زنداني است .
اما دكتر در اين فضاي غير موزون نيز بي كار ننشست . و در اولين فرصت برنامه اقامه نماز با جماعت راتدارك ديد . و در آغاز كار مسئولين بخش زندان به تشويق زندانيان جهت بر پا نمودن نماز با جماعت مبادرت ورزيدند . بدين ترتيب دكتر توانست قلوب مردم را بدست بياورد و حلقه هاي درسي جهت آموزش مسائل نماز و مبادي دين وپيرامون كلمه توحيد و اخلاق اسلامي و احترام مسلمان و مفاسد ديني و اخلاقي و اجتماعي مواد مخدر و غيره تشكيل دهد . و زندانيهائي كه از بيكاري به تنگ امده بودند و روزانه به مشاجره و جدال با يكديگر و با زندانبانان پرداخته هر وقت مشكلات جديدي بوجود مي آوردند. با تشريف آوري اين مرد مؤمن و مخلص رام و نرم گرديده و از وجود متواضع اين عالم بي كبر كمال استفاده مي كردند و با صد احترام به حرفايش گوش فرا داده و بر مقامات دولتي نفرين مي كردند .
مدعي خواست كه از بيخ كند ريشه ما
غافل از انكه خدا هست در انديشه ما
وهدفي كه حكومت داران در نظر داشتند نقش بر آب شد .
وشهرت علمي وعزت نفس دكتر از پشت ديوار هاي زندان به بيرون در ژكرده و مردم مسلما ن و غيور از وجود اين دُرّ نهفته در صدف، اطلاع پيدا كردند . وجهت ملاقاتهاي حضوري و خصوصي تداركاتي ديده شد وهر هفته بسياري از جوانان وتحصيل كرده ها براي ملاقات به زندان رو مي اورند .
و از پرتوي اين چراغ فروزان در ظلمتكده زندان نور ايمان وعرفان و درس عقيدت مي گر فتند .
از اينجا بود كه به عنوان مرخصي و ديدار بيني چند روزه با قيد ضمانت از زندان بيرون آمده و در چندين كنفرانس كه در شهر زاهدان زيرنظر دفتر نماندگي رهبري در امور اهل سنت منعقد شده بود شركت كرد و با بسياري از روحانيون شيعه و سني حاضر در كنفرانس به تبادل خيال ومباحثه علمي پرداخت .
و در جلسه اي كه بنام ""صيانت قرآن "" تشكيل شده بود مسئلۀ "توقيفي و اجتهادي بودن تقديم وتاخير آيات قرآن و جمع وتدوين آن به شكل كنوني "مورد بحث قرار گرفت .
كه برادران شيعه با در درست داشتن بسياري از مدارك نا تمام وغير صريح بر اين باور بودند كه اين مسئله اجتهادي است و از پيامبر اسلام در اين مورد نص صريحي وجود ندارد بلكه صرفا اجتهاد خليفه سوم در جمع بندي قران به صورت كنوني در كاربوده است.ودكتر احمد كه فقط به عنوان زائردر اين جلسه حضور بهم رسانيده بود با مؤلف جوان[17] رساله ""افسانۀ تحريف قرآن ""ووفد(گروه) اعزا مي از حوزه علميه قم، به بحث وگفتگو پرداخت .
وبه آن ها فهمانيد كه بايد ديد ايا پيامبر اسلام وسيدنا علي وائمه معتبر نزد طرفين ،تلاوت قران را بر غير صورت موجوده در مصاحف كنوني انجام داده اند ويا خير ؟
وگذشته از نوشته ها وگفته هاي ديگران ،آيا در اين را ستا از ائمه نصوص صحيح وصريح وجود دارد يا خير ؟
وبعد از آن مسئله اجتهادي وتوقيفي بودن وارزش گفته ها ي ديگران در ميزان نصوص معتبره مورد سنجش قرار گيرد .
وبديهي است كه ازشارع عليه السلام عكس موضوع ويا قرائت قرآن در نماز ها بر خلاف تربيت سوره هاي قران به ثبوت نرسيده است .ومسئله را در كوتاه ترين مدت تو ضيح داد كه حاضرين مجلس به خوبي از واقعيت پي بردند . كه تقديم وتاخير سوره ها وجمع بندي قران وتدوين ان توقيفي است ،هرگز اجتهاد سيدنا عثمان رضي الله عنه در آن كارگر نيست .
نصوص كتابهاي معتبر مقدمين شيعه كه قايل به تحريف قران نيستند براين دلالت دارد ، ولي اكثر ان ها قايل به تحريف قران مي باشند كه به خودي خود مسئله اي جداگانه مي باشد.
وآن ها به خوبي درك كردند كه نمي توان اين شخص پر محتوي را كه از مراجع ومنابع طرفين اطلاع كافي دارد، ناديده گرفت ويا با بيان ها وخطبه هاي فلسفي خود او را منحرف ومنصرف ساخت .
هر بيشه گمان مبر كه خاليست
شايد كه پلنگي خفته باشد
بهمين خاطر دنبال چاره اي شدند تا در جلسات اينده در زاهدان كه دكتر در زندان است از حضور او جلوگيري وممانعت بعمل اوردند.
بالاخره داخل زندان تحركات دكتر كنترل گرديد واز هر نوع فعاليت واقامه نماز با جماعت وقرائت كتاب وملاقات حضوري وخصوصي محروم ماند .
وصرفاً به وابستگان درجه اول دكتر از پشت ديوار هاي ضخيم شيشه اي با تماس تلفني دقائقي چند اجازه ملاقات دادند وبه عنوان حسن نيت وتظاهربه نفاق ،كه دكتر احمد شخصي علمي وديني است اورا تنها در حجره اي دور از زندانيان ديگر زنداني نمودند تا بدين صورت بتواند ميان وي و بقيه زندانياني كه دكتر باتلاش هايش توانسته بود به آن ها درس عقيده بدهد فاصله ايجاد نمايند .
تأثيرقرآن بردلهاي پژمرده
در شرايط سخت محيط زندان ،دران سلول مخوف وفضاي پر رعب ووحشت بد ست ادم نما هاي سنگ دل وبي رحم وخشن دور از اخلاق اسلامي وانساني ،قران مجيد ،اين كلام رباني بهترين را هگشا ويار غار ومونس وحشت وآرام بخش روح وروان پژمرده وجسم نحيف ومجروح ودا غذار شخص زنداني مي باشد .
*نقش قرآن تا كه در دنيا نشست
نقشه هاي پاپ وكاهن را شكست
*فاش گويم آنچه در دل مضمراست
اين كتابي نيست چيز ديگر است
*چون كه در جان رفت جان ديگر شود
جان چو ديگر شد جهان ديگر شود
دكتر احمد مظلوم هنگامي كه در زندان و زير ستم هاي جلالان بي خبر از خدا شكنجه مي شد مظلوميت خود را چنين بيان مي دارد:
بعد از شكنجه هاي مكرر وبي درنگ و بدون وقفه جهت گرفتن اعترافات بي اساس زير شلاقهاي باز جويان سياه دل با حالتي شكسته وطبعي مظلوم وجسمي لاغر دور از اهل و اولاد وتنها در زندان تنگ وانفرادي دست به دعا پيش تنها يار مستضعفان آن خداي عليم وحكيم دراز كردم كه اي بار الها :
از اين ظالمان ددمنش ، مدعيان عدالت وانصاف ، خودت انتقام مرا بگير .و طبق قدرت جباريت با آن ها رفتاركن
""اللهم خذهم أخذ عزيز مقتدر ّ"" اللهم انا نجعلك في نحورهم و نعوذ بك من شرورهم""
بعد از ادامه مدتي از اين نوع نيايش ها وكرنش ها دعاهاي مكرر بدر گاه رب دانا وقدير، شبي بعد از بازجوئي هاي خسته كننده با كوله باری از غم واندوه تنها در سلول بدون زير انداز بعد از كشش با درد پاهای ورم شده ودست كبودم كه با تخت چوبي شكنجه درِِِِِِِ ُِاتاق ""زير هشت ""[18]بسته بودند بخواب رفتم ، ودر عالم خواب جواني خوش اندام با آوازی دلربا دو آيه سوره كهف را چندين بار تلاوت مي كرد حتي كه آيات در ذهنم نقش بر بست .
از خواب بيدار شدم واين را مژده و بشارتي براي خود تلقي نمودم و از آن تاريخ به بعد به بد دعايي عليه ظالمان خاتمه دادم و از شكنجه ها چندان ناراحت نمي شدم. آيات به شرح زير است:
[وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُمْ بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا (58) وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا (59)][19]
ترجمه :[پروردگارت امر زنده وصاحب رحمت است .و اگر آن ها را بر اثر كرده هايشان مؤاخذه مي كرد . بلكه ايشان را ميعادي است كه غير از ايشان هرگز پناهي نيابند .وآن ده ها رابه سبب ستم شان هلاك كرديم وبراي هلاكشان ميعادي مقرر نموديم .]
دكتر مظلوم در يكي از ياداشت هايي كه شكنجه شده است جهت تسلي روح خود دو مقوله زرين دو مجاحد وتاريخ ساز جهان اسلام را با خطي زيبا، زيب ورق مي كند و بعد از اين كه تن به اعترافات بي اساس نمي دهد وبه وعده هاي دل خوش كن آنها جهت خيانت به دين ومذهب خود، اعتنايي نمي كند .
اين دو شعر پر محتواي زير را ورد زبان كرده و در يادداشت خود مي افزايد :
*طوطي نكند ميل سوي مردار
اين عادت مرغان لاشخوار است
*از خون جگر نافه پروراندن
تنها هنر آهـــــــــــوي تتار است
آري! هرگز زير بار بي عزتي وتداوم بخشيدن به زندگي ذلت بار نرفتي
و در زندان بهترين ايام عمر بسر كردن و با شكنجه هاي روحي و جسمي خوگرفتن كار مرداني خدا پرست مانند دكتر احمد شهيد مي باشند .
اقوال زرين از اين قرارند :
مقوله ي اول : سيدنا حسين (رضی الله عنه )هنگام رويارويي با ستم ـ كاران در ميدان كربلا به آنها چنين مخاطب مي شود كه اگرمعتقد به دين الهي نيستند وبه روز واپسين ايمان واعتقاد نداريد، در كارهاي دنيايي خود آزادانه آن چه مي خواهيد انجام دهيد .زيرا كساني كه از الله ترس واز بندگان الله شرم حيا ندارند پس شكنجه وكشتن وبي حرمتي شخصيتي هم چون سيدنا حسين رضي الله عنه برايشان كاري آسان وسهل است ""ان لم يكن لكم دين ولاتؤمنون بيوم الحساب فكونوا احراراً في دنياكم ""
مقوله ي دوم : شيخ الاسلام احمد بن تيميه رحمة الله عليه پرچمدار توحيد كه پوزه قبر پرستان و دشمنان ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم را به خاك
مذلت ماليد . هنگام دستگيري وشكنجه چنين فرمودند :
ماذا يصنع بي أعدائي بستاني في صدري حيث رحت راح معي قتلي شهادة نفيي سياحة سجني خلوة [20]
[1] تفسير في ظلال القران اوايل سوره عنكبوت
[2] سوره آل عمران آيه (142)
[3] سوره توبه آيه : 51 صفحه : 195 نسخه عثمان طه
[4] سوره طه آيه : 72 صفحه 316 نسخه عثمان طه – اول آيه - قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا - فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا – آنچه از دست شما بر مي آيد انجام دهيد صرفا زندگي چند روز دنيوي را از ما مي گيريد و كار ديگري از دست شما ساخته نيست.
[5] ملا محمد عيسي محمودي ساكن – گرّكان – زر آباد شخصي متقي و پرهيزگار و اولين كسي است كه جنبش جماعت تبليغ را در آن منطقه به مردم معرفي كرد . وبا شرك و قبر پرستي گسترده در بلوچستان مبارزه نمود و مسايل توحيد را بيان كرد . و با مشكلات زيادي از ناحيه مردم جاهل آن منطقه مواجه شد . و بعد از مراجعت از سفرهاي پاكستان و عمان، آقاي ميرين پشتيباني كامل خود را از ملا محمد عيسي اعلان كرد و از هر نوع معاونت و مساعدت براي حفظ وي دريغ نورزيد و بعد از شهادت دكتر احمد هم اكنون مديريت حوزه علميه – دار السنه – به عهده وي مي باشد . ونيز شرف اولين استاد دكتر احمد سياد را حاصل كرده است .
[6] خصوصاً زماني كه سايه ي پدر را از دست داد و احمد، خود را در ميان امواج متلاطم زندگي، خود را تنها ديد.
[7] بايد دانست كه در معارف اسلامي رشته علم حديث جايگاه خاصي دارد و از مهمترين و مشكترين رشته هاي علم دين به شمار مي رود زيرا آن علمي است كه پيرامون سلسله سند و متن حديث بحث و گفتگو مي كند و صحت وسقم انتساب حديث به پيامبر اسلام – صلي الله عليه واله و سلم – را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد . وكسي كه در اين فن مهم وحياتي و داراي ابعاد گسترده گام بر مي دارد، لازم است كه از هوش و ذكاوت ويژه و بيش از حدي بر خوردار باشد تا بتواند ضمن بخاطر سپردن اسامي اكثر راويان و احوال شخصي آنها در پرتوي كنجكاوي و تلاشهاي بي وقفه شخص تشخيص بين احاديث صحيح و سقيم و ترجيح و تعديل و جرح براي او سهل و آسان باشد . همين راد مردان تاريخ مي باشند كه با آماده باش كامل هر نوع دخالت و دستبرد در احاديث پيامبر اسلم – صلي الله عليه وآله وسلم – را خنثي كرده و از مرز و حريم دو منبع اصلي – قرآن و حديث – تا آخرين قطره هاي خون خود پاسداري مي نمايند خداوند بر اين مسلمانان پاك دل رحمت كند .
[8] (1) خصائص امير المومنين علي بن ابي طالب - رضي الله عنه - اثر ابو عبدالرحمن احمد بن شعيب صاحب كتاب معروف سنن نسائي - مي باشد كه در سال 215 هجري قمري در قريه نساء تابع خراسان ديده به جهان گشود منطقه خراسان در آن زمان مهد علم و معرفت اهل سنت بود . احمد بن شعيب بعد از فراگيري معارف اسلامي و سفرهاي علمي متعددي به شهرهاي كرد بعدها در دمشق كه گروهي از مخالفين خليفه چهارم مسلمين سيدنا علي رضي الله عنه به وعظ و ارشاد وبيان نمودن نظريه و عقيده حقه اهل سنت در قبال حضرت علي رضي الله عنه پرداخت احمد بن شعيب در شجاعت و عزت نفس و عبادت خدا و حق گويي در مقابل دولتمردان و گروه هاي باطل و گمراه كم نظير بود و در نهايت احاديث وارده در شأن حضرت را در رساله اي بنام - خصائص گرد آوري نمود ودر اين زمينه به انواع مشكلات وضرب و شتم واتهامات و ماركهاي ضد و نقيضي مبتلا شده و در سن 88 سالگي بر اثر ضربات وارده بدست دشمنان علي رضي الله عنه به شهادت رسيد .
و دكتر احمد سياد مورخه 1398 هجري قمري اين رساله را تحقيق كرده و جايگاه هر حديثي را در ميزان صحيح و ضعيف طبق گفته هاي علماي حديث و فن رجال بيان داشته است . و در تحقيق اين رساله و جهت دريافت نسخه هاي متعدد و اصلي به مشكلات زيادي بر خورد كرده است . وبالاخره به كشورهاي متعددي از جمله هندوستان و مصر ايران و مملكت مغرب و اردن سفرهايي انجام داده تا بتواند حق تحقيق را بهتر اداء نمايد . و از عجايب روزگار اين كه گرد آورده اين كتاب –امام احمد بن شعيب نسايي خراساني – بدست دشمنان علي رضي الله عنه و محقق اين كتاب – شيخ احمد بن ميرين - بدست مدعيان محبت علي رضي الله عنه به شهادت رسيد .
و اكنون كتاب مذكور در دست رس دانش پژوهان قرار دارد و قبل از شهادت و بعد از شهادت دكتر احمد در بيروت كويت اردن و عربستان سعودي بچاب رسيده است .
[9] كتاب المعجم نوشته ابو سعيد احمد بن محمد بن زياد الاعرابي از علماي مهد علم و ادب در قرن سوم هجري يعني در بصره عراق بود و در تاريخ 245 هجري قمري در دوران خلافت امويان در بصره بدنيا آمد و در تاريخ 341 هجري قمري در سن 96 سالگي وفات نمود . كتاب المعجم يكي از با ارزشترين كتابهاي حديث قرن سوم مي باشد كه دكتر احمد رحمه الله در ظرف سه سال تحقيق وبررسي و تلاشهاي بي شائبه توانست بخوبي از عهده اين كار علمي و فرهنگي بر آيد كه شش جزء آنرا به عنوان پايان نامه دكترا در سال 1406 هجري قمري تقديم نمود و در حال تحقيق و بررسي شش جزء ديگر آن در حوزه علميه دار السنه زر آباد بود كه با تأسف مشكلات و آزمايشات روز افزون از ماندن مدتهاي دراز در زندان و محروم ماندن از هر نوع كار فرهنگي گرفته تا مرز شهادت سد راه تكميل اين فعاليت فرهنگي و ديني گرديد . و بعد از موافقت وزارت ارشاد اسلامي عربستان سعودي در سال 1412 هجري قمري 6 جزء كتاب با تحقيق دكتر احمد در دو جلد در كتابخانه كوثر رياض چاپ و منتشر گرديد و در حلقه هاي علمي مورد استقبال طلاب علوم و علماي اعلام قرار گرفت و در سال 1419 هجري قمري بعد از شهادت دكتر احمد تجديد چاپ گرديد . لازم به ذكر است كه ابن الاعرابي غير از ابن العربي صوفي است كه نظريات عارفانه دارد كه بسياري از دانشمندان بعلت عبارات مشكوك و كلمات كفر آميز منسوب به او در ايمان او شك كرده اند . براي معلومات بيشتر به كتاب المعجم 1/102 رجوع شود .
[10] حساسيت مسئولان حكومت ايران در قبال فارغ التحصيلان دانشگاه اسلامي مدينه منوره زماني شدت گرفت كه حجاج ايراني تحت شعار اظهار برائت از مشركين شعارهاي ضد آمريكائي و همپيمانانش در ايام حج بسر مي دادند و مقامات سعودي كه امنيت تمام حجاج براي آنها از هر چيز مهمتر بود از اين عمل ايرانيها كه از ناحيه حكومت ايران حمايت وتحريك مي شدند ممانعت به عمل مي آوردند تا كه زائران خانه خدا از تمام قيد و بندهاي دنيايي آزاد شده با قلبي شاد و روحي آرام و فارغ به نحو احسن بتوانند در اين فرصت كوتاه و فشرده با خالق خود راز ونياز كنند و براي جلوگيري از هر نوع خشونت و در گيري و بهم زدن فضاي پر رحمت و محبت آميز حج واين كنگره اسلامي براي زائران ايراني خيابانهاي مخصوص در نظر مي گرفتند تا مراسم مذهبي و سياسي و راهپيمائيهاي ويژه خود را بدون از ايجاد مزاحمت براي حجاج سر تا سر جهان اسلام انجام دهند . اما از آنجائيكه صدور انقلاب هدف اصلي مقامات ايراني بود سر انجام در سال 1987 م در گيري ميان مدموران امنيتي و ضد شورش عربستان سعودي و زائران ايراني كه به دستور مقامات بالاي روحانيت و ولايت فقيه راهپيمائيها را تدارك ديده بودند .
در گرفت كه به منجر به كشته و زخمي شدن بسياري از حجاج ايراني در حرم امن الهي شد و روابط عربستان و ايران به شدت تيره شد . و رسانه هاي تبليغاتي ايران اين در گيري را بدستور آمريكا تلقي كردند و بدين مناسبت در تقويمهاي رسمي دولت اين كشتار زائران خانه توسط رژيم آل سعود را روز سياه اعلام كردند . . از طرفي ديگر از حجاج ايراني به خاك عربستان سعودي تا زمانيكه به سياستهاي تحريك آميز خود نظر ثاني ننمايد رسما ممناعت بعمل آورده شد . و داخل ايران جنجاله و هياهويي بر پا شد و موجي از فضاي بد ظني و تبليغات سوء عليه آل سعود و كشور عربستان شروع شد و مسئله وهابيت و تقسيم بندي اهل سنت به سني هابي و سني غير وهابي شروع شد و فارغ التحصيلان دانشگاه اسلامي مدينه منوره از هر طرف مورد حمله قرار گرفتند و از جانب سازمانها تبليغات اسلامي ايران كتابهايي در رد اهل سنت ووهابيت برشته تحرير در آوردند .
وبسياري از رو حانيون اهلسنت مجبور به دادن فتوا عليه وهابيت شدند و هر نوع تأمل در اين مورد علامت وهابي بودن و يا طرفداري از وهابيت تلقي شده براي دستگيري و شكنجه فرد كافي بود . دكتر احمد رحمه الله يكي از سلسله همين قربانيهاي تبليغاتي بود كه برخي از روحاني نماها جهت تداوم بخشيدن حيات ذلت بار از اين فرصت استفاده نموده جزوه هايي و يا شكاياتي محرمانه به مقامات دولتي عليه دكتر احمد بدين شرح ارائه نمودند كه سر زمين بلوچستان را آشوب كرده مذهب حنفي را از بين مي برد و در اين زمينه در رد وهابيت همگام با برادران تشيع كتابهايي نوشتند دريغا كه ديگران شخصيت پر محتوا و علمي دكتر احمد را قبل از نزديكان نادان و هم مذهبهاي كوتاه فكر درك كردند و اين مشعل فروزان علم حديث را در اولين فرصت خاموش كرده و به به خاطر اختلافات فروعي تيشه به ريشه خود زده و زحمات چند ساله و ذخيره علم رجال حديث را ضايع نمودند . اما امروزه بعد از بهبود يافتن روابط ايران و عربستان مقامات دولتي در قبال تسنن سياست جديدي اتخاد كرده اند بطوريكه فرصت مناسب براي مطالعه و تحقيقات كتابهاي اصول مذهب شيعه را از دست آنها گرفته با فروغ دادن مسئله سلفيت و حنفيت ووهابيت و غير وهابيت به ظاهر در مسائل غير عقيدتي طرفداري بيشتري از سلفيها مي نمايند تا كه به يك تيري دو شكار نمايند .
1 – اين دو جناح بجان هم افتاده موجبات تباهي وضعف و انحطاط خويش را براي خود فراهم سازند و از اسرار نهفته آنها اطلاع كافي داشته و گروهي از آنها را عليه يكديگر جهت جاسوسي بگمارند .
2 – مي خواهند كه چهره كريه وبدنام خود را در قبال فارغ التحصيلان جامعه اسلامي مدينه منوره و جهان خارج خوب جلوه بدهند زيرا اكثر آنها در زندانهاي جمهوري شكنجه شده و بسياري از آنها به بهانه هاي گوناگون به شهادت رسيدند .
[11] آري تاريخ اسلاف و نياكان اهل سنت روشن و درخشان است در بد ترين شرايط زندگي هرگز زير بار ظلم و زورگويان نرفته اند . دكتر احمد با رها اعلام كرده بود كه در شرايط فعلي قدم گذاشتن در خاك ايران زمين مرادف با اخگر بدست گرفتن و آه نكشيدن است . ولي براي نجات كشتي غرق شده انسانيت چاره اي جز اين نيست . و در آخرين روزهاي حيات خود كه از ناحيه اطلاعات جهت همكاري و يا هجرت نمودن تحت فشار قرار گرفته بود مي گفت : كه آنها – حكومتداران – احمد را در داخل زندان وخارج مورد آزمايش قرار دادند و حالا از احمد نا اميد شده اند . آري چنين هستند رجال علم و مردان با خدا
[12] پيرامون جواز و عدم جواز نماز جمعه در روستا ها و تعداد نمازيها ميان روحانيون اختلافاتي بروزكرد كه بسياري از علما ء مردم را از حضور بهم رسانيدن درنماز جمعه رسماً ممانعت كردند
كه هرگزنماز جمعه در دهات جايز نيست .ومسئله اذان سلطان براي صحت نماز جمعه رامطرح كردند .وتائيد صلاحيت امام جمعه را بر عهده حكومت جمهوري اسلامي گذاشتند .كه دكتر احمد بااستفاده ازقرآن وحديث همهءاين مسائل راجواب داده مسئولين جمهوري اسلامي ايران در اموراهل سنت را پيرامون اين مسئله قانع نمود .
ولي اين يك مسئله و مشكل جديدي براي خود مسلمانان قرارگرفت كه عواقب و خيمي درشهرستانهاي بزرگ بلوچستان پيرامون نصب وعزل ائمه جمعه وجماعت بين عموم اهل سنت ومقامات دولتي بوجود آورد.و اين دست اويزي خوب براي مسئولين دولتي قرار گرفت وبسياري ازعلماي مبارز دربند دولت مردان قرار گرفتند.
[13] اما اين فعاليت مذهبي به سود شب پرستان تيره بخت نبود به همينعلت آژير خطررابه صدا درآورده ازخطر انتشار مذهب وها بيت (بدترين تهمت و برنده ترين صلاحي دران وقت بحراني كه براي نابود كردن شخص كافي بود ) درمنطقه خبر دادند. وباز تاب اين شكايت در روزنامه هاي جمهوري منعكس شد. كه از ناحيه دفتر نمايندگي درامور اهل سنت وفدهايي درطول سال جهت تبليغات درتمام مناطق سني نشين اعزام گرديد كه دولت جمهوري اسلامي هزينه ي سفر ما يحتاج آنها را برعهده گرفت.
[14] دكتر احمد ضمن سفرهاي سياحي و علمي خود به تهران با فرهنگيان مسلمان پايتخت پيرامون مسايل مختلف به گفتگو نشسته بود و در نهايت به اين نتيجه رسيده بود كه در بخش فرهنگي به دو روش فعاليت و كار آغاز گردد:
الف : بخش عقيدتي و زير بنائي و بيان مسائل توحيدي و ضمنا جوابدهي به اعتراضات مخالفين عليه ياران باوفاي پيامبر اسلام به اسلوب علمي و قرائت تاريخ اسلام ازجديد و نحوه ي استفاده از متون آن مورد بحث قرار گيرد.
1- دائرة المعارفي در رشته حديث تد وين گردد كه ضمن جمع اوري احاديث منتشره در چند رسانه مورد نظر فقه حديث و تطبيق آن در زندگي مرد م بيشترمورد قرار گيرد .
و نهايتاً جهت ترجمه و خلاصه كتاب منهاج السنه اقداماتي معمول گرديد كه شيخ الاسلام ابن تيميه آنرا در جواب كتاب منهاج الكرامه نوشته حلي شيعي در چهار جلد برشته تحرير در آورده است و بنا به اهميت موضوع اين كتاب – كه همان دفاع از ساحت مقدس پيامبر صلي الله عليه وسلم و يارانش مي باشد – علامه شمس الدين ذهبي آن را در يك جلد خلاصه نموده و كتاب مورد نظر با ترجمه علامه برقعي – راه سنت – نامگذاري شد .
دكتر احمد جهت تنقيح و تهذيب و حذف كلمات تند و تكراري به راه راست نظارت به عمل آورد تا كه كتابي علمي وبدور از احساسات مذهبي بيانگر واقعيت هاي تاريخي باشد . و در نمايندگي دفاع از حريم ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم بهترين هديه و تحفه اي براي خوانندگان محترم قرار گيرد . و در آخرين شبهاي قبل از دستگيري پيرامون اين موضوع گفتگوهايي معمول گرديد و فتوكپي كتاب جهت بررسي و تخريج احاديث و تقديم و تأخير مطالب و عنوان نهادن و ملاحظات ضروري در دست دكتر قرار گرفت .
تا كه بعد از ويرايش جهت چاپ اقدام شود . ولي وزارت ارشاد اسلامي نه تنها اينكه موافقت به چاپ نكرد؛ بلكه بعد از محكوميت دكتر و حكم آن به پانزده سال زندان بجرم اقدام به چاپ ونشر اين كتاب مبلغ 200000 تومان جريمه نقدي عليه دكتر صادر گرديد تا كه پرده از كتاب منهاج الكرامه – كه مملو از اهانت ودريده دهني نسبت به ساحت مقدس پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم و ازواج مطهرات و اولين مخاطبين وحي قران و ياران آنحضرت صلي الله عليه و سلم - برداشته نشود .
[15] (1) كتب اصول چهار گانه عبارتند از : 1 اصول كافي و فروع كافي نوشته كليني 2 الاستبصار نوشته طوسي 3 من لا يحضره الفقيه صدوق قمي 4 تهذيب الاحكام نوشته طوسي . دكتر احمد در يكي از ياد داشتهايش بعد از فصل احاديث اصول كافي مي گويد اكثر رواياتشان موقوف بر ائمه مي باشند و از حيث جرح و تعديل و بررسي سند و متن حديث اصلا قول متحدي در منابع و مراجع آنها مشاهده نمي شود و هنوز در رشته اصول و نقد حديثي در مذهب شيعه كار دقيق نشده و صحت وسقم و بررسي رجال نزد آنها اهميت زيادي ندارد و اخيرا اخوند خوئي در رشته رجال مقداري كار كرده است .
[16] لازم به زكر است كه اكثر زندانيان " " ويژه روحانيت ""را روحانيون وشخصيات علمي اهل تشيع تشكيل مي دهند كه بسياري ازآنها به جرم كارهاي .... اخلاق و اخاذي وفتنه انگيزي وبيانات كاذب و اهانت به مقامات و تشخيصات سحط بالاي دولتي مدت محكوميت خود را بسر مي برند و تشكيل وتاسيس اين دادگاه ويژه روحانيت يك مقداري از رسوايي و بي عزتي آخوندها در ميان زندانيان ديگر مي كاهد و عده اي از دانشمندان ايراني با استناد به ظلمهايي كه در اين زندانهاي مخوف و مخفي بزندانيان روا داشته مي شود از غير قانوني بودن اين زندانها بحث و گفتگو كرده اند كه در نهايت خودشان نيز بدام افتاده به بهانه اهانت به ولايت فقيه گرفتار شده اند .
[17] نام اين آخوند شيعه تراش، رسول جعفريان است.
[18] ) اطاق زير هشت اصطلاحي است كه بازجويان سنگدل به شكنجه گاهي اطلاق مي كنند كه عبارت از يك اتاق مخوف و تاريك مي باشد تا كه هنگام شكنجه آواز وآه وفغان زنداني به خارج درز نكند و كسي از درد آنها با خبر نباشد .
(1) [19] ـ سوره كهف،آيه :59و58
[20] آري چنين هستند رجال علم و پرچمداران تو حيد و سنت امام ابو حنيفه كه در اواخر حكومت امويان و آغاز حكمراني عباسيان – سنه 80 الي 150 هـ - به خدمت دين مبين اسلام كمر همت بر بست و به پيروان خود درس مردانگي و خود گذشتگي داده و زير بار خواسته هاي حكومت داران وقت نرفت و نهايتا در زندان وفات نمود . و امام احمد بن حنبل در بحراني ترين مراحل زندگي به تشنگان قدرت و حكومتداران ظالم فهمانيد كه تا مرز شهادت پيشروي نمودن بهتر از حيات ذلت بار و يا تن دادن به آرمانهاي دشمنان قران مي باشد و فتنه خلق قرآن را با خون خود خاموش ساخت و به جهانيان درس رشادت وشهادت و ثابت قدمي داد و زير شلاقها و شكنجه ها مي گفت : اگر احمد بن حنبل به خلق قرآن اعتراف كند پس چه كسي ياراي دفاع از حريم عقايد اهلسنت را دارد ؟ . و شيخ الاسلام احمد بن تيميه كه تمام زندگي خود را جهت نشر علم و دفاع از عقيده صحيح اهل سنت و پاسداري از شخصيت ياران با وفاي پيامبر صلي الله عليه واله و سلم به خاتمه رسانيد و در بهترين جمله پوزه دشمنان توحيد و صحابه را به خاك مذلت ماليد تا اين كه جنازه اش از زندان بيرون آمده و به دنيا درس عقيدت داد – [ قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا – 51 توبه- بي خواست خدا هيچ كاري انجام نمي گيرد - قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ – ] شهادت و رشادت و غازي بودن در راه خداوند از محاسن آن بزرگوار بود .